شکست جمهوریخواهان و متغیر اسرائیل
انتخابات کنگره آمریکا، شامل مجلس نمایندگان و سنا برخلاف انتظارات بسیاری از ناظران سیاسی پیش رفت. کمتر کسی تصور میکرد دموکراتها بتوانند با چنین قاطعیتی در هر دو مجلس به پیروزی برسند.
مجید شریفی، استاد روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی: انتخابات کنگره آمریکا، شامل مجلس نمایندگان و سنا برخلاف انتظارات بسیاری از ناظران سیاسی پیش رفت. کمتر کسی تصور میکرد دموکراتها بتوانند با چنین قاطعیتی در هر دو مجلس به پیروزی برسند. اگرچه پیروزی آنها در مجلس نمایندگان تا حدودی قابل پیشبینی بود، اما درباره سنا بسیاری معتقد بودند دموکراتها قادر به کسب چنین دستاوردی نخواهند بود؛ با این حال، آنها توانستند در این مجلس نیز پیروز شوند. در این میان، پرسش بسیار مهمی که مطرح میشود، این است که نتیجه این انتخابات چه تأثیری بر سیاست خارجی دولت ترامپ بهویژه در قبال ایران خواهد داشت؟ آیا این شکست انتخاباتی موجب عقبنشینی ترامپ از رویکرد تهاجمی و نظامی خود خواهد شد یا برعکس، شکست در عرصه داخلی او را به اتخاذ سیاست خارجی تهاجمیتر و جسورانهتری سوق خواهد داد؟ برای تحلیل این موضوع باید به دو نکته بسیار مهم توجه کرد و درباره آنها تأمل داشت. نخستین نکته، نقش متغیر اسرائیل در تعیین رویکرد دولت ترامپ در قبال ایران است.
بهطور مشخص، اینکه آیا ترامپ در نهایت چه سیاستی را در قبال ایران پی خواهد گرفت. اگر مقامهای اسرائیلی به این جمعبندی برسند که شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات کنگره ممکن است ترامپ را به اتخاذ رویکردی محتاطانهتر سوق دهد یا فشارهای داخلی، تمایل او به تداوم اقدامات نظامی را کاهش دهد، این احتمال وجود دارد که خودشان برای اقدام نظامی علیه ایران پیشقدم شوند. نتیجه میتواند قرار گرفتن ترامپ در موقعیتی باشد که حمایت از اقدام نظامی را در دستور کار قرار دهد. از این منظر، متغیر اسرائیل در تحلیل آینده سیاست دولت ترامپ در قبال ایران اهمیت بسیار زیادی دارد.
اگر محاسبات اسرائیل بر این مبنا شکل بگیرد که فرصت محدودی در اختیار دارد و با توجه به باقیماندن دو سال از دوره ریاستجمهوری ترامپ، باید در این بازه زمانی بهزعم خود تکلیف مواجهه با ایران را روشن کند، این احتمال وجود دارد که اسرائیل آغازگر جنگ باشد و در پی آن، ترامپ نیز خود را ناگزیر از ورود به درگیری نظامی با ایران و انجام اقدام نظامی بداند.
مسأله دوم به توازن نیروها در ساختار سیاسی آمریکا بازمیگردد. پرسش این است که آیا پیروزی دموکراتها در انتخابات کنگره میتواند مانع جدی در برابر اقدامات رئیسجمهوری ایجاد کند و اختیارات او را بهویژه در حوزه سیاست خارجی، محدود سازد؟ پاسخ به این پرسش منفی است؛ زیرا رئیسجمهوری آمریکا در حوزه سیاست خارجی و بهخصوص در موضوعات مرتبط با جنگ و اقدامات نظامی از اختیارات گستردهای برخوردار است.
حتی اگر کنگره با محدودکردن بودجه نظامی یا تصویب مصوباتی مانع اقدامات نظامی ترامپ شود، او میتواند آنها را وتو کند. لغو وتوی رئیسجمهوری به رأی دوسوم هر دو مجلس نیاز دارد؛ اکثریتی که دموکراتها در اختیار ندارند. بنابراین، پیروزی آنها در انتخابات کنگره الزاماً به معنای محدودشدن اختیارات ترامپ در سیاست خارجی و نظامی نیست و او همچنان میتواند سیاستهای نظامی خود را دنبال کند. اما از سوی دیگر تحولات کابینه ترامپ و نتایج انتخابات کنگره میتواند بر محاسبات اعضای دولت درباره ایران تأثیر بگذارد.
برخلاف ترامپ و هگست، چهرههایی مانند مارکو روبیو و جیدی ونس که به آینده سیاسی خود در حزب جمهوریخواه و انتخابات ۲۰۲۸ چشم دوختهاند، احتمالاً در قبال اقدام نظامی علیه ایران محتاطتر خواهند بود و به دلیل ملاحظات انتخاباتی، از گسترش درگیری یا ورود به جنگی طولانیمدت پرهیز خواهند کرد. در مقابل، ترامپ دیگر با محدودیتهای ناشی از حضور در رقابتهای انتخاباتی آینده حزب جمهوریخواه مواجه نیست و چشمانداز انتخاباتی دیگری برای خود در این حزب تعریف نکرده است.
ترامپ و پیت هگست به دلیل نداشتن چشمانداز جدی برای رقابتهای انتخاباتی آینده، ممکن است نگرانی کمتری نسبت به پیامدهای سیاست های ماجراجویانه علیه ایران داشته باشند. در این میان، ترامپ بیش از هر چیز به دنبال ثبت میراثی ماندگار در سیاست خارجی آمریکاست. از این رو، احتمال دارد ترامپ در دو سال باقیمانده ریاستجمهوری همچنان بر تداوم اقدامات نظامی و تحقق اهداف خود در قبال ایران تمرکز کند. در مجموع باید گفت در حال حاضر، در دولت ترامپ درباره نحوه مواجهه با ایران سه رویکرد متفاوت وجود دارد؛ رویکرد اول به جیدی ونس و ویتکاف تعلق دارد. این دو خواهان دستیابی به توافق با ایران هستند و معتقدند اقدامات نظامی و حملات احتمالی آینده نمیتواند دستاوردهای بیشتری به همراه داشته باشد. از نگاه آنها، شرایط کنونی فرصتی برای توافق با ایران فراهم کرده است.
رویکرد دوم از سوی پیت هگست وزیر جنگ آمریکا، برد کوپر فرمانده سنتکام و همچنین بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل دنبال میشود. این گروه بهشدت از اقدام نظامی علیه ایران حمایت میکنند و بر این باورند که از طریق حملات نظامی میتوان به دستاوردهای بسیار بیشتری دست یافت.
اما رویکرد سوم به اسکات بسنت وزیر خزانهداری، جان رتکلیف رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و مارکو روبیو، وزیر خارجه تعلق دارد. این گروه معتقدند بهترین سیاست در قبال ایران، نه توافق، نه جنگ، بلکه تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح»
(No War, No Deal) است. از نظر آنها، حفظ فشارهای اقتصادی و تحریمی موجود میتواند به نتایج مطلوبتری منجر شود.
انتهای پیام/